کریس همسورث منتقد فیلم کله عنکبوتی در داستان علمی تخیلی


سر عنکبوتی یک فیلم علمی تخیلی با رویکردی سطحی به معضلات اجتماعی و زندگی انسان است. با دیدن این فیلم با زومجی همراه باشید.

فیلم علمی تخیلی جدید جوزف کوشینسکی سر عنکبوتی اقتباسی از یک داستان کوتاه است که برخلاف پروژه قبلی کوشینسکی، قسمت دوم تاپ گان، نتوانست رضایت مخاطبان و منتقدان را جلب کند. Spider-Head دقیقاً مسیری را دنبال می کند که کارگردان فراموش کرده بود. Oblivion به جای تاکید بر مضامین عمیق فیلم، به درستی تنها نقش یک فیلم اکشن را ایفا کرد و از رسیدن به یک اثر عمیق غفلت کرد. این فیلم درست مثل فراموشی یا بدتر از آن، فیلمی است که می خواهد هر چه زودتر تمام شود و پول کلان نپردازد.

جوزف کوشینسکی تا کنون ثابت کرده است که هنوز تجربه کافی برای کارگردانی ایده های بالقوه را ندارد و نمی تواند از روی افکار خوب فیلمی عالی بسازد. کله عنکبوتی علمی تخیلی با ایده های خاص است، فیلمی که سعی کرده جهان بینی خود را بر اساس موضوعات مهمی قرار دهد اما این ایده ها هم در فیلمنامه و هم در صحنه کارگردانی هدر می رود. ژانر علمی تخیلی یک ژانر حساس در سینما است زیرا کارگردان وظیفه خلق دنیایی را بر عهده دارد که بخشی از آرزوها و ترس های انسان است و تاکنون هیچ بیننده ای این دنیا را درک نکرده است. حالا با وجود اینکه جوزف کوشینسکی در فراموشی از عناصر علمی تخیلی و آخرالزمان به درستی استفاده کرده و دنیایی کاملا قابل درک برای عموم خلق کرده است، اما در این فیلم نشانه های علمی تخیلی بسیار کم رنگ است و نباید دنیا را خلق کرد.

گزیده هایی از داستان مرد عنکبوتی در زیر فاش شده است

استیو به یک سر عنکبوت فکر می کند

در پناهگاهی در وسط دریا، زندانیان تحت آزمایشات شیمیایی و دارویی در برابر غذای لوکس و اتاق های مجهز قرار می گیرند تا مدت خدمت خود را در زندان های دولتی کاهش دهند. آزمایش‌هایی برای تولید داروهایی که می‌توانند ذهن فرد را تسخیر کنند و زندگی او را تغییر دهند. در همین حال جف (مایلز تلر) یکی از کیسه های این فرآیند آزمایشی با استیو (کریستوفر همسورث) مدیر پروژه رابطه نزدیک و دوستانه برقرار کرد تا اینکه اتفاق بدی افتاد و او متوجه یک سری تناقضات در این آزمایش ها شد. یک ایده واقعا جالب پشت این فیلم نهفته است، کنترل ذهن افراد با برخی تجهیزات و مواد مخدر. البته در این خط ایده قوی تر و جذاب تری وجود دارد که فیلم در به تصویر کشیدن آن منفعل است.

اگر مخاطب بخواهد در یک خط تعریفی از داستان فیلم ارائه دهد، متوجه می شود که چنین چیزی برای ارائه وجود ندارد.

در ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که این فیلم اصلاً داستانی را توسعه نداد. اگر مخاطب بخواهد در یک خط تعریفی از داستان فیلم ارائه دهد، می فهمد که چنین چیزی برای ارائه وجود ندارد. بنابراین، به محض اینکه سر عنکبوت تمام شود، اثر تنها برای مدت کوتاهی در ذهن باقی می ماند. در حین تماشای سر عنکبوتی، فیلم جلو می رود و مخاطب مدام منتظر است تا خط داستانی در فیلم باز شود و هدف شخصیت اصلی مشخص شود، اما نه تنها داستانی منسجم و روایی تا انتها شکل نمی دهد، بلکه قهرمان داستان هم نمی شود. بدونید بعدش چیکار کنید چیزی باش

تا دقیقه 50 که هدر تحت تاثیر مواد استیو خودکشی می کند، جف هیچ ویژگی خاصی از خود نشان نمی دهد و پس از این اتفاق داستان شاهد درگیری خاصی از سوی او نخواهد بود. در واقع، مرگ هدر نوبت قهرمان برای اولین شخصیت تاریخ است، اتفاقی که باید شخصیت جف را تا حد امکان به شدت به حرکت درآورد، اما در عین حال همه چیز متوقف می شود و اقدامات جف به ساده ترین و غیر متعارف ترین شکل ممکن ادامه می یابد. پرداخت ضعیف این شخصیت باعث می شود مخاطب اصلا متوجه نشود که فیلم چگونه تمام می شود و این اتفاقات شکل می گیرد.

استیو و جف به محل آزمایش در فیلم سر عنکبوتی می روند

پس از لغو برده داری در آمریکا، استثمار مردم به طرق مختلف ادامه یافت و سرمایه داران و دولتمردان برای کسب درآمد از روش جرم انگاری و زندان استفاده کردند. کار اجباری و دستمزد پایین در زندان ها جایگزین درآمد حاصل از برده داری شد. برای قتل عمد، جف و لیزی، بی‌اطلاع از نحوه ارتکاب آن، روندی باورنکردنی برای جرم‌انگاری محاکمه‌های مواد مخدر استیو را پشت سر می‌گذارند و به شیوه‌ای تاریک برای به دست آوردن آنچه که لیاقتش را دارند، وارد اتاق مرگ خود می‌شوند و می‌میرند. آنها در حال مبارزه هستند.

اقامتگاه فیلم سر عنکبوتی و آزمایش‌های او شکل‌های دیستوپیایی برده‌داری از تاریخ بشریت هستند.

خانه فیلم «سر عنکبوتی» و آزمایش‌های آن، شکل‌های دیستوپیایی برده‌داری از تاریخ بشر است و وقتی استیو از زندانیان اجازه می‌خواهد تا دوز دارو را تزریق کند، کلمه و هویت کلمه «آزادی» برای ما در طول تاریخ معنا پیدا می‌کند! می پرسد آیا موافق تزریق دارو هستید؟ و زندانیان می گویند بله، ما موافقیم. در واقع این فیلم معنای آزادی انسان را به سخره می گیرد، مفهومی که از آغاز دوران برده داری تا به امروز تحت تأثیر سیاستمداران و استعمارگران بوده است. به گفته ساکنان این زندان، چاره ای جز پذیرش این رفتار ندارند و چاره ای ندارند. ایده آزادی قبل از تزریق هر دوز در فیلم تکرار می شود، اما در پایان فیلم تنها یک ایده باقی می ماند. آزادی یکی از مهم ترین مضامین فیلم است که مانند بسیاری از افکار دیگر، کار را بدون دستمزد می گذارد و تنها به صورت شفاهی رها می شود و جایی برای تحلیل دقیق تری باقی نمی گذارد.

جهان بینی اصلی فیلم بر مکانیسم کنترل اجتماعی متمرکز است. استیو به دنبال دارویی است که هم برنده جایزه نوبل شود و هم به کنترل ذهن مردم کمک کند. Spider-Head به دنبال نشان دادن کنترل درونی و نمایشی بر نظارت اجتماعی است، مشکلی که سیاستمداران همیشه به روش های مختلف به دنبال آن بوده اند تا چنین اهرم هایی را دنبال کنند. ایده این نوع مشاهده ایده فوق العاده جذابی است که مانند بقیه جهان بینی فیلم از همان ابتدا منجمد می شود و بیننده چندان جذب آن نمی شود. در واقع روند تزریق مواد مخدر و اتفاقات پس از آن هیچ کمکی به ماجرا نکرد و تنها چند زندانی را می بینیم که مواد را مصرف کرده و ترک می کنند. طرح نه به عمق چیزی می رود و نه سعی در بهبود درگیری ها دارد.

جف و استیو در فیلم کله عنکبوتی صحبت می کنند

یکی دیگر از نقاط ضعف فیلم، لحن از دست رفته آن است. اول اینکه هیچ منطقی در فضای این فیلم علمی تخیلی وجود ندارد و هیچ عنصر و ژست تماشاگر را به این نوع سینما نمی کشاند. تنها چیزی که در این فیلم جلوه ای تخیلی به نمایش می گذارد جعبه دارو است که روی ستون فقرات و پشت نصب شده است. نه آب و هوا، نه ابهام، نه فضا و نه دکور، مخاطب را وارد یک نمایش علمی تخیلی نمی کند. به همین دلیل سر عنکبوتی این لحن تاثیرگذار را ندارد و از همه مهمتر تماشاگر معتقد است که فیلم مدام بین ژانرهای سینمایی در حال حرکت است.

طنز به کار رفته در این فیلم، اثر سرد و تلخ بندگی را به کلی از بین می برد و اثر را به فیلمی تبدیل می کند که هیچ اصالتی را نمی پذیرد.

سر عنکبوتی گاهی اوقات موقعیت های طنزی را می پذیرد که خود کارگردان ممکن است حتی نداند چرا از این استراتژی در کارش استفاده کرده است. طنز به کار رفته در این فیلم، اثر سرد و تلخ بندگی را به کلی از بین می برد و اثر را به فیلمی تبدیل می کند که هیچ اصالتی را نمی پذیرد. گاهی اوقات در آثاری که تلخی آن بسیار اغراق آمیز است، ممکن است کارگردان از موسیقی یا طنز برای کنترل رنجش یا خشونت استفاده کند، اما رنجش سر عنکبوتی تا آنجا پیش نمی رود که طنز تماشاگر را نجات دهد، بنابراین این چیدمان فقط آن را از بین می برد. جهان بینی کار می کند. سر عنکبوتی فیلمی نیست که بتوان در آن داستان خاصی را دنبال کرد و یک اتفاق مهم را تحلیل کرد. این فیلم را به محض دیدن فراموش خواهید کرد.

دیدگاهتان را بنویسید